کوه نوردان و سرمايه اجتماعي

محمود مزینانی

         “سرمايه اجتماعي(Social Capital) جزء مفاهيمي است که مشابه بسيار از تعاريف حوزه علوم انساني تعريف کاملاً مورد توافقي ندارد”(1) کلمه اجتماعي در عنوان سرمايه اجتماعي، دلالت مي کند که اين منابع، خود دارائيهايي شخصي محسوب نمي شوند، هيچ فردي به تنهائي مالک آن نيست. واژه سرمايه دلالت مي کند که سرمايه اجتماعي همانند سرمايه انساني با سرمايه اقتصادي ماهيتي زاينده و مولد دارد؛ يعني ما را قادر مي سازد ارزش ايجاد کنيم، کارها را انجام دهيم، به اهدافمان دست يابيم، مأموريتهايمان را در زندگي به اتمام رسانيم و به سهم خويش به دنيايي که در آن زندگي مي کنيم کمک کنيم.(2)

از طرفي ” سرمايه اجتماعي را در مقياس هاي مختلف طبقه بندي مي کنند، اما در رايج ترين نوع، سرمايه اجتماعي به سه سطح خرد، مياني و کلان طبقه بندي مي نمايند. که در سطح خرد، سرمايه اجتماعي شامل روابط فردي و ارزشهاي حاکم بر آنهاست؛ مانند روابط خويشاوندي، همسايگي، روابط محلي و علاقه به شهر خويش. در سطح مياني، سرمايه اجتماعي شامل باشگاه ها، انجمن ها، شرکت ها، احزاب و NGO ها است؛ مانند بسيج، اصناف و تشکل هاي دانشجوئي، کارمندي و هنري.(3) بعد کلان نيز در مقياس ملی نمايانگر می گردد.

تعريف سرمايه اجتماعي :

يکي از تعاريفي که مورد توافق قرار گرفته است بدين گونه مطرح شده است: سرمايه اجتماعي مجموعه ايست از روابط بين افراد و بين گروه ها که دستاورد هايي را به دنبال دارد که بدون اين روابط به دست آوردن آنها ناممکن است. (4)

ارزش اقتصادي و اجتماعي، فرهنگي و ورزشي سرمايه هاي اجتماعي:

بر اساس منابع بانک جهاني ثروت يک جامعه به سه دسته‌ي ثروت طبيعي، ثروت توليدي و ]ثروت[ غير ملموس تقسيم بندي شده است. (5) ثروت غير ملموس شامل مهارت و دانش نيروي کار و سرمايه اجتماعي به معني اعتماد بين مردم و توانائي همکاري آنها در جهت يک هدف مي شود.(6) امروزه سرمايه اجتماعي به عنوان مکمل ديگر دارائي ها عمل ميکند و تا حدود زيادي از اجراي برنامه هاي توسعه اي مي کاهد.(7) توسعه فرهنگ قانون مداري، تقويت ابعاد فرهنگ جامعه و ايجاد محيط ورزشي سالم مي تواند از کارکرد هاي سرمايه اجتماعي باشد.

حرکت شاداب و مردمي جشن عاطفه ها و موارد مشابه از مصاديق بارز سرمايه اجتماعي است.

رابطه کوه و سرمايه اجتماعي :

در فرهنگ جامعه ايران و با ظهور دوره مدرنيته و نگاه جديد به کوه به عنوان ورزشی که متناسب با طبع طبيعت دوست ايراني بود، رابطه کوه و انسان ايراني وارد يک فضاي تعامل و دوستي جديدي شد، که سرچشمه هاي آن صداقت، راستي و عرفان شرقي و در يک کلام فرهنگ اين مرز و بوم بود. در اين عرصه، کوه نورد، بدون هيچ چشمداشت کوه را پاسدار و پاسبان بود و خود را در لباس انسان و شهروند متعهد احساس نمود. از اين روست که در فرهنگ امروزي ايران، کوه نورد مظهر شخص طبيعت دوست و صبور بوده و سمبولي از آرمان هاي يک ملت است.

 از طرف ديگر “کوه جائي است که انسان شهر نشين مي تواند براي لحظاتي به دوران کودکي و مراحل قبل از شهر نشين شدنش برگردد و چيزهائي را تجربه کند که ديگر در زندگي روزمره شهري آنها را نمي بيند.”(8) و اين همه سنگ بناي جامعه‌ي دوست داشتني کوه نوردي شده است.

در مجموع، فرهنگ کوه و کوه نوردی در ايران امروز و مابين تمام اقوام ايرانی محترم تلقی مي شود .

در حوادث و بحران های طبيعی کوه نوردان و جامعه ي آنها جزء اولين گروه هاي مردمي جهت پيگيري و خدمت رساني در غالب تيمهاي امداد و نجات هستند؛ همينطور در پاسداشت طبيعت !

حس کمک، همدلی و همکاری در ميان کوه نوردان، از قوت خاصي برخوردار است. توسعه آن نيز به مدد شبکه بسيار گسترده اجتماعي آن شامل، گروه ها، انجمن ها، تيم ها، سايت و وبلاگ ها و محيط ها تجمع اين بخش از ورزشکاران و شهروندان، لاينقطع ادامه داشته و موجد فضاي مثبتي در جامعه مي گردد.

جامعه کوه نوردی به جهت محترم شمردن جامعه و سعي در رعايت آداب شهروندي، واجد خصوصياتی است که موجب غناي بيشتر فرهنگ جامعه می گردد.

سخن پايانی:

از آنجائيکه ” صداقت اعتماد پديد مي آورد و اعتماد سبب انسجام و همبستگي اجتماعي مي شود”، و”صداقت همه جا لازم است و سرمايه اجتماعي پديد مي آورد”(9)، آلوده نشدن گروه ها و اشخاص به فضاي سياست زده (در مفهوم ماکياوليستي آن)  بسيار ضروري است.

در اين مقال عرض؛ تنها ايده اين بود که :

اين خط جاده ها که به صحرا نوشته اند

ياران رفته با قلم پا نوشته اند

سعی و کوشش پيش کسوتان و جوانان مرد و زن ؛ به همراه صبوری آنها در ماندن بر مدار خوبی ها و حفظ تلاشها، به ايجاد و توليد فرهنگي منجر گرديده که مي توان آن را “سرمايه اي اجتماعي” ناميد.

لاجرم؛ گروه‌ها و کوه‌نوردان ناگزير از تعامل با محيط خود اعم از اشخاص(حقيقي و حقوقي) با هر کارکرد و وظيفه اي هستند، و از آنجا که مرزهاي ورزشي به روي محيط هاي ديگر بسته نيست؛ آنچه که پرهيز از آن استنباط مي شود، عدول از اخلاقي است که جزء علل سرمايه شدن جامعه کوه نوردي است.

پي نوشتها:

  1. http://www.socialcapitalresearch.com/definition.htm
  2. واين بيکر، مديريت و سرمايه اجتماعي، ترجمه سيد مهدي الواني و محمدرضا ربيعي، سازمان مديريت صنعتي ،1382، صص 15-16
  3. روزنامه دنياي اقتصاد؛ آرشيو برخط، روزنامه مورخ 12/7/1391 ، مقاله “آيا سرمايه اجتماعی بيشتر، بهتر نيست؟” نوشته : سيدپرويز جليلی کامجو و ميرهادی حسينی.
  4. ماهنامه تدبير، سال بيستم، شماره 202، مقاله ” نقش سرمايه اجتماعي در بهره وري نيروي کار” ، نوشته غلامرضا نظري.
  5. روزنامه دنياي اقتصاد؛ ص 28 سال دهم شماره 2590 مورخ 10/12/1390 مقاله بررسي تأثير متقابل سرمايه اجتماعي و پديده جرم نوشته : فرهاد پهلوان زاده .
  6. قبلي.
  7. قبلي.
  8. همشهري آنلاين : مقاله دکتر نعمت الله فاضلي، استاد جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبئي، کد خبري:

http://www.hamshahrionline.ir/print/42945

  1. روزنامه همشهري، صص 10و11 شماره 5627 مورخ 30/11/1390 – “اخلاق در سياست در گفتگوي با دکتر داود فيرحي”.