کوهنوردان و سرمايه اجتماعي؛ آموزه های گسترش پذیر

یکی از مشکلات این روزهای مدیریت ذخائر طبیعی و گردشگری کشور، تدوین و اجرای برنامه هایی است که بتواند ضمن فرآهم آوردن بستر بهره برداری در قالب سیاست های توسعه پایدار، از آسیب های زیست محیطی نیز جلوگیری کند. تعیین مشکلات زیست محیطی به عنوان یکی از ابر چالش های کشور، گواه بر ضرورت توسعه ی راهکارهای بین بخشی و جامع برای هدایت این چالش ها به مسیر کوچک سازی بلند مدت آن است. غائله های گوناگون در خصوص کوه دماوند، از آلودگی تا وقف آن، علی رغم حرف و سخن های فراوان منتهی به اعلام برنامه و راه کاری مناسبی نشده است؛ این مهم البته نمونه ی بارزی از وجود مشکلات مربوط به سیل فزاینده ی تقاضا برای استفاده از پهنه های طبیعی و آسیب های آن است.

این یادداشت در سایت موج کوه منتشر شد

در این مسیر توسعه ی نهادی و ایجاد ساختارهای نظارتی حتی با تکیه بر مدل های درآمدی جهت جبران هزینه ها، تأمین کننده نیازهای رو به گسترش جوامع و کلان شهرها نیست! اما یکی از مفاهیم و نظریه های اثبات شده که می تواند در کاهش بار سازمان مدیریت و تصمیم گیری کشور ایفای نقش کند تکیه بر سرمایه های اجتماعی به عنوان یکی از سازوکارهای  برخاسته از جامعه است که ریشه در گرایش های اصیل انسانی یا قراردادهای عرفی و جمعی دارد و در آن باوری شکل می گیرد که افراد نقش مسئولانه به عهده می گیرند.در این حالت تکیه بر سرمایه های اجتماعی به دور از دست اندازی های سیاسی و یا گسترش ملاحظات نظارتی می تواند راه گشا باشد.

” سرمايه اجتماعي (Social Capital) جزء مفاهيمي است که مشابه بسيار از تعاريف حوزه علوم انساني تعريف کاملاً مورد توافقي ندارد”(۱) کلمه اجتماعي در عنوان سرمايه اجتماعي، دلالت مي کند که اين منابع، خود دارائيهايي شخصي محسوب نمي شوند، هيچ فردي به تنهائي مالک آن نيست. واژه سرمايه دلالت مي کند که سرمايه اجتماعي همانند سرمايه انساني یا سرمايه اقتصادي ماهيتي زاينده و مولد دارد؛ يعني ما را قادر مي سازد ارزش ايجاد کنيم، کارها را انجام دهيم، به اهدافمان دست يابيم، مأموريتهايمان را در زندگي به اتمام رسانيم و به سهم خويش به دنيايي که در آن زندگي مي کنيم کمک کنيم.(۲)

از طرفي ” سرمايه اجتماعي را در مقياس هاي مختلف طبقه بندي مي کنند، اما در رايج ترين نوع، سرمايه اجتماعي به سه سطح خرد، مياني و کلان طبقه بندي مي نمايند. که در سطح خرد، سرمايه اجتماعي شامل روابط فردي و ارزشهاي حاکم بر آنهاست؛ مانند روابط خويشاوندي، همسايگي، روابط محلي و علاقه به شهر خويش. در سطح مياني، سرمايه اجتماعي شامل باشگاه ها، انجمن ها، شرکت ها، احزاب و NGO ها است؛ مانند بسيج، اصناف و تشکل هاي دانشجوئي، کارمندي و هنري.(۳) بعد کلان نيز در مقياس ملی نمايانگر می گردد.

يکي از تعاريفي که مورد توافق قرار گرفته است بدين گونه مطرح شده است: سرمايه اجتماعي مجموعه ايست از روابط بين افراد و بين گروه ها که دستاورد هايي را به دنبال دارد که بدون اين روابط به دست آوردن آنها ناممکن است.(۴)

بر اساس منابع بانک جهاني ثروت يک جامعه به سه دسته‌ي ثروت طبيعي، ثروت توليدي و ]ثروت[غير ملموس تقسيم بندي شده است. (۵) ثروت غير ملموس شامل مهارت و دانش نيروي کار و سرمايه اجتماعي به معني اعتماد بين مردم و توانائي همکاري آنها در جهت يک هدف مي شود.(۶) امروزه سرمايه اجتماعي به عنوان مکمل ديگر دارائي ها عمل ميکند و تا حدود زيادي از اجراي برنامه هاي توسعه اي مي کاهد.(۷) توسعه فرهنگ قانون مداري، تقويت ابعاد فرهنگ جامعه و ايجاد محيط ورزشي سالم مي تواند از کارکرد هاي سرمايه اجتماعي باشد.

حرکت شاداب و مردمي جشن عاطفه ها و موارد مشابه از مصاديق بارز سرمايه اجتماعي است.

اما کوه نوردان و سرمایه اجتماعی !

اگر چه کوه در ادبیات و تاریخ معاصر حتی مأمن دزدان و ددان و گریختگان از اجتماع تصویر شده است لیکن در عصر مدرنيته ایران و در نگاه جديد به کوه، جاذبه ی ورزشی جایگزین باور های کهن شد، و رابطه کوه و انسان ايراني وارد فضاي تعامل و دوستي شد، که سرچشمه هاي آن صداقت، راستي و عرفان شرقي و فرهنگ بود. در اين عرصه، کوه نورد، بدون هيچ چشمداشت کوه را پاسدار و پاسبان بود و خود را در لباس انسان و شهروند متعهد احساس نمود. از اين روست که در فرهنگ امروزي ايران، کوه نورد مظهر شخص طبيعت دوست و صبور بوده و سمبولي از آرمان هاي يک ملت می تواند باشد.

از طرف ديگر “کوه جائي است که انسان شهر نشين مي تواند براي لحظاتي به دوران کودکي و مراحل قبل از شهر نشين شدنش برگردد و چيزهائي را تجربه کند که ديگر در زندگي روزمره شهري آنها را نمي بيند.”(۸) و اين همه سنگ بناي جامعه‌ي دوست داشتني کوه نوردي شده است.

در مجموع، فرهنگ کوه و کوه نوردی در ايران امروز و مابين تمام اقوام ايرانی محترم تلقی مي شود .

در حوادث و بحران های طبيعی، کوه نوردان جزء اولين گروه هاي مردمي جهت پيگيري و خدمت رساني در غالب تيمهاي امداد و نجات هستند؛ همينطور در پاسداشت طبيعت !

حس کمک،همدلی و همکاری در ميان کوه نوردان، از قوت خاصي برخوردار است. توسعه آن نيز به مدد شبکه بسيار گسترده اجتماعي آن شامل، گروه ها، انجمن ها، تيم ها، سايت و وبلاگ ها و محيط های تجمع اين بخش از ورزشکاران و شهروندان، لاينقطع ادامه داشته و موجد فضاي مثبتي در جامعه ميگردد.

جامعه کوه نوردی به جهت محترم شمردن جامعه و سعي در رعايت آداب شهروندي، واجد خصوصياتی است که موجب غناي بيشتر فرهنگ جامعه می گردد.

توان هدایت کنندگی کوه نوردان جهت تعامل بهتر آحاد جامعه در تعامل سازنده و غیر آسیب زا به طبیعت با هدف حفظ میراث طبیعی و ایجاد و توسعه سرمایه های اخلاقی در آن ها فرصتی است که رایگان در اختیار سیاست گذار قرار می گیرد.

اما مسئله ی این یادداشت چیست:

صعود به دماوند

به باور راقم این سطور در مشاهده ی گسست بین سرمایه های اجتماعی و سطح انتظار از این قبیل دارایی ها، همانند بسیاری از عرصه ها، مسیر نزولی دیده می شود؛ به  عبارتی علی رغم ظرفیت ها و انتظار، شاهد اثر گذاری این ظرفیت ها در جبران بخشی از مشکلات نیستیم.

در طبیعت نیز چرخه ی نامطلوب در مدیریت عرصه های طبیعی در کنار عدم توازن و تعادل در استفاده از پهنه های خدادادی و همچنین تأخیر در اتخاذ تدبیر لازم، سرمایه های اجتماعی از این دست، کارکرد خود را از دست داده اند. این که راهکار چیست قبل از هر گونه تأکید و ابرام جمعی و رسانی ای باید در اندیشه ی چرخه های معیوب مدیریتی بود تا از پس آن بتوان از نیروی نهفته در سرمایه های اجتماعی بهره برد. بی تردید از منظر تصمیم گیری و تصمیم سازی به عنوان رکن اصلی مدیریت، نمی توان جامعه را دخالت داد زیرا راهبردهای اقتصادی و اجتماعی نیابتاً در اختیار نظام های مدیریت کشورها و با گرایش ها و فلسفه های سیاسی آن ها قرار می گیرد لذا کشور باید به شکل موثر نسبت به اصلاح رویه های کلان خود اقدام نمایند و بدیهی است از آن پس می توان شاهد اثر بخشی سرمایه های اجتماعی بود. اما با قبول نیاز دستگاه مدیریت کشور برای مطالعه و اتخاذ تدبیر متناسب با سیاست های توسعه و آمایش سرزمینی، آنچه که از گروه های کوه نوردی و طبیعت گرد انتظار می رود می تواند موارد ذیل باشد:

الف) از آنجائيکه ” صداقت اعتماد پديد مي آورد و اعتماد سبب انسجام و همبستگي اجتماعي مي شود”، و”صداقت همه جا لازم است و سرمايه اجتماعي پديد مي آورد”(۹)، آلوده نشدن گروه ها و اشخاص به فضاي سياست زده بسيار ضروري است.

ب) گروه‌ها و کوه‌نوردان ناگزير از تعامل با محيط خود اعم از اشخاص(حقيقي و حقوقي) با هر کارکرد و وظيفه اي هستند، و از آنجا که مرزهاي ورزشي به روي محيط هاي ديگر بسته نيست؛ آنچه که پرهيز از آن لازم است،دوری از رفتارهایی است که منشاء آسیب به نقش و انتظار متصور از  کوه نوردان است.

این که دولت از مجرای نهادهای خود چگونه از سرمایه های اجتماعی استفاده نماید فرصتی است که نیازمند مطالعه نظام کارشناسی مربوطه در این بخش است.

طی سال های گذشته، سرمایه اجتماعی جامعه ی کوهنوردی(نه طبیعت گرد) خدمات شایان توجهی به طبیعت، بدون هر گونه چشم داشت، انجام داده است؛ این همه فرصتی است که دولت ها می توانند از آن ها استفاده نمایند.