فتح خون

فتح خون، عنوان کتابی است به قلم شهید آوینی که ایشان در آن، با قلمی منحصر به خودشانt به تبیین حادثه ی عاشورا و شاخص های انسان ساز و هستی ساز آن می پردازد.

شهید آوینی مستمراً در تمام آثار خود از تکالیف رفتنی یاد می کند که نوع بشر تا دم مرگ آن را باور ندارد؛ رهبر باهوش ایران در جایی عنوان می کند جان انسان روغن ریخته است، انسان هوشمند کسی است که آن را نذر امام زاده می کنند(نقل به مضمون) مستفاد اینکه انسان خواه ناخواه بانگ الرحیل را خواهد شنید و نمی تواند از سفر سر باز زند، که این سفر گردنبندی است بر گردن ابنا بشر! پس چرا تسلیم را در زندگی ترجمه نمی کند…

این نگاه به زندگی یا بد ترجمه می شود و یا برداشت های آشفته منتهی به انزجار جای تبین درست آن را می گیرد.

مدخل صحیح این است که انسان با هوش با قبول ساختار و ماهیت موقت دنیا، و اهمیت این عبور در دیار باقی، سعی در دریافت لذت راستین می کند و بین ناسره با سره قدرت تشخیص پیدا می کند.

امسال بشری که به عاشورا باور دارد در پیچ و خم کرونا سرگشته، نمی داند چگونه سوگوار باشد.

به آیین گذشته خو کرده و ناگهان در چنبره کرونا، برایش اوضاع پیچیده شده است.

عامه ی مردم، به ابزار و روشهایی انگیخته می شوند که شاید در نمود ظاهری، رفتاری همراه شعر و شعور نباشد اما باور آن ها در پس همین ظواهر تا ژرفای وجودشان ریشه دارد!

عاشورا جهان شهری است که چشمه های حیات از آن می جوشد. هر آنچه از بشر نمونه انتظار می رود در آن آموزه های کافی هست؛  جغرافیای این شهر زمین خداست و هر آنجا که بشری باشد.

عاشوار انسان را به خود می خواند که خود را دریابد …

ذبح نفس و عبور از گذرگاهی که تعیین می کند مزد دینای شما چقدر است در عاشورا به حقیقت می پیوندد.