نیم دانگ پیونگ یانگ

قبل از هر گونه اظهار نظر راجع به کتاب، تلاش نویسنده برای ارائه تصویری از کره شمالی با توجه به کانالیزه بودن سفر ایشان به این کشور شایسته ی تقدیر است.

رضا امیر خانی همانند سایر کارهایی داستانی و سفر نویسی، نثر منحصر به فرد خود را دارد. این داستان که در سایه ارتباط حزب موتلفه با سیاسیون کره شمالی قسمت امیر خانی شده است بیش از هر چیز نشان دهنده تلاش و تقلای نویسنده برای درک واقعیات این کشور است. تلاشی که در سفر اول برای نویسنده قانع کننده نبوده و با توجه به قول شفاهی در سفر اول از سوی یکی از سیاسیون کره، با سفر دوم نویسنده را قانع می کند.

این روزها واقعیت کره شمالی قضاوت پیچیده ای ندارد؛ کشوری درگیر فقر، اقتصاد ضعیف، محیط بسته، دیکتاتوری آشکار، سختی نبود آزادی های مدنی و مصیبت بار ترین وجه؛ نبود چشم اندازی امید بخش برای گروهی از انسان ها علی رغم تاریخ نوین جهان که اگر چه درگیر بسیاری از مشکلات است اما بینش حال حاضر انسان ها در هیچ عصری این اندازه غنی نبوده است.

کره شمالی مصداق بارزی از مهره شدن توسط اندیشه ی فراماسونی و اختاپوسی آمریکاست؛ جایی که کاپیتالیسم، دسیسه، قدرت، دانش، رسانه، انعطاف، مدیریت، و هر آنچه که سایرین بخشی از روایت آن را شنیده اند گرد هم می آیند و مقتضی شرایط دشوار ترین تصمیم ها را به نفع این سیستم اتخاذ می کنند.

کره شمالی آب آسیبا آمریکا در شرق دور است؛ و خود تشنه ی آب!

کتاب نیم دانگ پیونگ یانگ اگر چه صفحاتی از تاریخ جاری یک کشور را نمایش می دهد اما غیر مستقیم می تواند ترسیم کننده ی زندانی باشد که دنیا آن را به حال خود رها کرده است.

ایران در این عرصه روابط نزدیکی با کره شمالی دارد؛ این روابط ظاهراً برای ایران صرفاً بر وجود دشمن مشترک قابل تفسیر است وگرنه همانند چین، که شیره کش جان مردم ماست، هیچ مبنای اعتقادی، معنوی، انسانی و ایدئولوژیکی نمی توان برای آن ترسیم کرد.

برای سیاسون ایران صحبت انتقادی از چین در حال تبدیل شدن به تابوست؛ چرا به این جا رسیده ایم، اما چرا چین کمونیست برای کره فقط اندازه ی نفس کشیدن فضا گذاشته است؟ شاید همان معامله تکراری چین با ما، آمریکا و سایر کشورها در حال حاضر با کره هم انجام می شود.

خواندن کتاب فرصتی است برای اندیشه ی دوباره و دوباره!

از طرفی مقابله با آمریکا نیازمند قدرت است و از طرفی تمام کشورهایی که در این مسیر رفته اند تبدیل به مهره های این کشور شده اند.

مهره هایی برای بازی بعدی و بعدی…

کره این نقش را بدون تغییر ادامه می دهد و هر شب و روز این نقش را بازی می کند..

اما در ایران وجود دارد اندیشه ای که می خواهد مهره نباشد..

چگونه ؟؟؟

نیم دانگ پیونگ یانگ به خواندن می ارزد.