صنعت خودرو و زرافه ای که مار زائیده است!

مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به مشکلات و موانع توسعه صنعت خود در ایران پرداخته است که خلاصه ی از آن در روزنامه ی دنیای اقتصاد در شماره 4895 مورخ چهارشنبه مورخ 31/2/1399 بخش هایی از آن را درج و تحلیل کرده است؛ وجه مفاسد آن منظر این یادداشت است که از همین منبع استفاده شده است.

در جایی از آن آمده است:

” آنچه مشخص است یکی از مصائب پیش‌روی صنعت، رانتی است که از جیب مصرف‌کنندگان نهایی و خودروسازان به دلالان و افرادی که دارای امتیاز ویژه هستند، پرداخت می‌شود که به‌عنوان مثال در خودروی پراید، رقمی در حدود۳۰ میلیون تومان را شامل می‌شود و برای مردم امکان ثبت‌‌نام و خرید مستقیم از طریق سایت خودروسازان وجود ندارد. در گزارش مجلس در این زمینه تاکید شده که به‌عنوان مثال فردی با یک کارت بانکی مشخص، در سال ۱۳۹۷ اقدام به خرید ۳۲۵ خودرو کرده است. از آن‌سو، خودروسازان نیز دلیل عمده زیان خود را طی دو سال گذشته عدم‌تعدیل قیمت‌ها اعلام کرده‌‌اند. این دور باطل و سراسر خسران، هیچ سودی به‌جز باز کردن مسیر رانت‌طلبان و زمینه‌سازی برای فساد بیشتر ایشان و بیچاره‌تر کردن مردمی که بعضا از طریق خرید و کار بر روی این خودروها ارتزاق می‌کنند و صنعت خودرو که دست به گریبان بحران مالی است، نداشته است. شوربختانه در ‌این وضعیت امضاهای مدیران ارشد دو شرکت خودروساز بابت واگذاری خودرو‌ها به‌صورت دستوری (یا VIP) موجب ایجاد فرصت برای افراد سفارش شده توسط متنفذین شده است. در این شرایط هم، دولت و سازمان بازرسی با اجبار خودروسازان به فروش فوری، پیش‌فروش و قیمت‌‌گذاری دستوری اشتباه، موجبات فشار بر خودروسازان را فراهم کردند که نتیجه آن زیان ۳۰ هزار میلیارد تومانی دو خودروساز بزرگ بوده است. عدم‌رعایت عدالت در فروش و سهم‌دهی بیشتر به برخی نمایندگی‌های خاص در فروش‌های سبدی و بعضا با اقساط کم‌بهره سبب توزیع رانت بین این نمایندگی‌ها شده است به‌نحوی‌که ۲۰ نمایندگی اول سایت‌های فروش اینترنتی و ایجاد قیمت‌های کاذب نیز مورد انتقاد مجلس واقع شده است.”

این می شود که ملت هر چه که با آواز و دهل می شوند گوش می دهند ولی باوری قطعی هم هست که این اصلاحی در پی ندارد. قطعاً درگیر کردن دستگاه قضا در اموری که ریشه های پر مصیبتی دارد به صلاح دستگاه دادگری هم نیست. محاکم شلوغ، درهای زیاد، این مقصدی است که نخشکاندن سیستم غلط به بار می آورد.

محمد فاضلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، که این روزها با بازوی کانال های تلگرامی سعی در ایجاد خطوطی در گزینش راهکار ها دارد در این خصوص مطلب جالبی دارد؛ او نوشته است:

من از انتشار اولین کتابم درباره فساد (سال ۱۳۸۶) تا به امروز، مشغول مطالعه فساد و ترغیب به مبارزه با آن بوده‌ام و از مبارزه با فساد هم استقبال می‌کنم، اما به دلایلی که مختصر تشریح می‌کنم، موج اخیر دستگیری متهمان را فاقد نتیجه تعیین‌کننده‌ای می‌دانم.

اول

دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب تحسین‌شده و پروفروش «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند؟ ریشه‌های قدرت، ثروت و فقر» (ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور، نشر روزنه، با مقدمه روشنگر احمد می‌دری) نشان می‌دهند که ریشه فقر ملت‌ها و فساد سیاسی و ناشی از حاکمیت اندک‌سالاری است.

گذار از اندک‌سالاری به دموکراسی قوام‌یافته و استوار، که در آن جامعه مدنی و سایر گروه‌های مستقل از دولت، در چارچوب توسعه سیاسی متوازن، قادر به نظارت بر قدرت سیاسی باشند، راهکار بنیادین مبارزه با فساد است.

همه فسادهای کشف‌شده با گروه‌های اندکی از قدرت سیاسی ارتباط دارند و تا این قدرت سیاسی تحت نظارت مدنی درنیاید، فساد ادامه خواهد داشت. فسادهای اقتصادی مشاهده‌شده، در بنیاد خود سیاسی‌اند. اما این همه مسأله نیست.

دوم

سازوکارهای منجر به فساد، کماکان باقی‌اند. حکایت بگیر و ببندها، مثل صیادی با قلاب در انتهای رودخانه‌ای است که در سرچشمه‌های آن، ماهیان بسیاری (قوانین، رویه‌ها و سیاست‌های مولد رانت و فساد) در حال تخم‌ریزی و زاد و ولد هستند.

بچه‌ماهی‌ها در مسیر رودخانه رشد می‌کنند به تعداد انبوه، و به پایین رودخانه که می‌رسند، برخی از آن‌ها که شاه‌ماهی شده‌اند، به قلاب صیادان می‌افتند.

مردم در مسیر رودخانه شاهد گذار و رشد و نمو ماهیان فسادند. برخی از شاه‌ماهی‌های به دام افتاده نیز دست آخر، برخی از صیادان را هم می‌خورند و به رودخانه بازمی‌گردند.

سازوکار توزیع ارز با نرخ ترجیحی، یارانه پنهان، رانت اطلاعاتی، فقدان قانون مدیریت تعارض منافع، فقدان شفافیت و انتشار آزادانه اطلاعات، بهره‌برداری از رانت‌های انتساب به نهادهای قدرت، انواع سهمیه‌ها، امضاهای طلایی، خریدهای تضمینی، تحریم‌ها و عوارض ناشی از آن‌ها و ده‌ها سازکار دیگر برقرارند. بگیر و ببند متهمان، این سازوکارها را مختل نمی‌کند.

سوم

دستگاه قضایی و حاکمیت به گفت‌وگو درباره فسادها تن نمی‌دهد تا ابعاد آن‌ها، سازوکار بروزشان، خلاءهای قانونی ممکن‌کننده بروز فساد، ماهیت شبکه‌ای، سیستماتیک یا فردی بودن فسادها، قدرت‌های بوروکراتیک، تکنوکراتیک و سیاسی درگیر در فسادها، و درس‌آموخته‌های آن‌ها برای ممانعت از تکرار فساد آشکار شود.

تلویزیون گوشه‌ای از دادگاه را پخش می‌کند. کیفرخواستی خوانده می‌شود، رسانه‌ها به جزئیات پرونده‌ها دسترسی ندارند و دست آخر که کسی اعدام یا راهی زندان می‌شود.

مردم به‌واقع درباره اصل داستان چیزی نمی‌دانند. کلیاتی درباره خاوری، مه‌آفرید خسروی، بابک زنجانی، سلطان سکه و بقیه می‌دانند و در ابهام که داستان چه بود و اصلاً چه کسی و چرا اعدام یا راهی زندان شد.

مردم هیچ‌گاه شاهد گزارشی نبوده‌اند که توضیح دهد بالاخره بعد از این همه بررسی پرونده فساد چه اصلاحاتی در قوانین، رویه‌های بانک، بورس، بیمه؛ عضویت در هیئت مدیره‌ها و … انجام می‌شود تا فساد تکرار نشود.

همان گروه اندک‌سالار بررسی می‌کنند و مردم – که در این‌جا به شهروندان نامحرم درجه دو بیشتر می‌مانند – در ابهام و حیرانی می‌مانند.

چهارم

قدرت سیاسی و پروپاگاندای رسانه‌ای آن اصرار دارند که سازوکارهای ساختاری منجر به بروز فساد را به ویژگی‌های شخصی و برای مثال غیرانقلابی بودن مفسدان و نسبت‌شان با یک جناح خاص – عمدتاً اصلاح‌طلبان و با انگ لیبرال و نئولیبرال – تقلیل دهند.

متهمان از همه جناح‌ها و سوابق ایدئولوژیک و سیاسی موجودند و گاه از شمار انقلابی‌نماهای افراطی هم بوده و هستند.

این شیوه بگیر و ببند، بدون توجه به آن‌چه در بالا اشاره شد، نه فقط تأثیر معناداری بر کاهش ساختاری و سیستماتیک فساد نخواهد داشت، بلکه به مردم نشان می‌دهد که فساد با چه عمق زیادی، جا خوش کرده است.

تحقیقات نشان می‌دهد مردم هر قدر سیستم اداری را فاسدتر بدانند، آمادگی ذهنی و عملی‌شان برای پذیرش و اقدام به فساد بیشتر می‌شود.

دستگیری‌هایی که منجر به اصلاح ساختاری نشوند، فقط فرضیه مردم درباره فاسد بودن نظام اقتصادی و سیاسی را بیشتر تأیید می‌کنند.

دستگیری‌هایی که عزم بنیادین برای گذار از اندک‌سالاری به دموکراسی مستحکم، اصلاحات حقوقی، شفافیت در رسیدگی، گفت‌وگوی ملی درباره فساد، و بدون تسویه حساب سیاسی در آن نباشد، به جایی نمی‌رسد.”


اینجاست که تا سیستم و نظام مدیریتی در لایه های مختلف اصلاح نشود بازهم شاهد بروز مفاسد هستیم؛ این شرایط انرژی ارزشمند نظام که باید مصروف دشمنان شود، هدر می دهد. وسلام!