کرونا؛ خاطره یا سرزمینی دیگر!

این روزها، ایران غرق در کروناست و دنیا هم هم پای ایران شاید خلاف روزهای اول، از هیبت این ویروس برای اتخاذ تدبیر دست و پاچه شده است. 

ویروسی منحوس که همراه با سلامت، نظام سلامت، اقتصاد، روابط، اخلاق، فرهنگ و داشته های یک جامعه را متأثر می کند؛ مدیریت بحران و توان در تداوم در بوته ی این ویروس دست و پا می زند؛ فرصت هایی است که انسان های توانمند از ناتوان بازشناخته می شوند، نبردگاه ها و بزنگاه های تاریخ مملو از این فرصت هاست؛ تلاش انسان به صحنه ای منحصر به فرد تبدیل شده است؛ تهدید حاضر، خطری برای قشری خاص نیست و همه را در تیر رس خود دارد؛ سیاسیون حتی هم در درنگ ترس خود گرفتارند هم در جایگاهی که در آن قرار است کاری کنند!

صفحات ویژه ای برای اخبار کرونا در تارگاه های خبری مشاهده می شود و این صفحات مدام به روز می شوند؛ از مبتلایان و فوت شدگان و شفایافتگان تا درمان و تصمیم و دارو؛ بازار مکاره ی راهکارهای شفابخش هم داغ شده است!

حسی غریب از دوره ی تاریکی اروپا به ذهن می رسد و عجیب اینکه این روزها اروپا بازهم گرفتار است..!

انسان می کوشد در مخمصه گیر نکند، در این میان که از سروکول بشر بی خردی بالا می رود؛ جاهلان هم بسیار فرصت ها را در اختیار گرفته اند؛ این سرنوشت قومی است که نادانان را انتخاب می کند.

فرصت برای خوب بودن، همیشه با عدالت همراه نیست؛ ظرف زمان نیز اندازه ی انتظار بشر نیست!

رسانه نوری است که روشنگر نقاظ تاریک زندگی بشر است اما این رسانه نشان می دهد دوست ندارد هر جایی را روشن کند؛ پس در چارچوب پرداختگری قومی، قبیله ای، ملی و حلقه ی قدرت، جایی را نشان می دهد که برای آن تنظیم شده باشد!

این ضعف تنها با تقارن اطلاعات قابل حذف است اگر نوری به الزام آن بتابد!

این روزها انسان بین مرگ با کرونا یا فروپاشی اقتصادی مخیر می شود اما قطعاً اینگونه نیست؛ انسان به حیات خود ادامه می دهد و با شرایط جدید سازگار می شود؛ انسان منقرض نخواهد شد، او با این مهمان ناخوانده سازگار می شود و درس های تلخ خود را حتماً فراموش نخواهد کرد؛ تنها محدودیت او در این شرایط زمان است…!