عادل فردوسی پور، خداداد و صدا و سیما

این روزها در میانه ی اخبار سیل و بارندگی و فضایی بهاری، از تیم ملی خبری نیست اما لیگ برتر داغ دنبال می شود و خبری که آن هم برای برخی داغ می تواند باشد، فردوسی پور کنار گذاشته شده است. هر کس برداشت و احساس خود را در صفحات مجازی بیان می کند.

جایی خداداد گفته است(نقل به مضمون): به هر حال فردوسی پور کارمند صدا و سیماست، ممکنه کنارت بزارن، برای منم پیش اومده… فنایی هم که نیاد توی برنامه مشکلی پیش نخواهد آمد، آنقدر صف واستادن، آنقدر آدم هست که منتظرن…

واقعیت این است که در دنیای حرفه ای این موضوع صدق می کند و غیر این هم نیست، به هر حال یک سازمان حسب نیاز و اراده ی خودش نیرو استخدام می کند و قرار نیست از بیرون کسی برای سازمان تعیین تکلیف کند.

اما پیتر دراکر جای گفته است که هدف یک سازمان خلق یک مشتری است. این جمله ی ساده به این مفهوم ساده قابل تفسیر است که خلاصه ی فعالیت یک سازمان جلب نظر یک مشتری و فروش یک محصول و یا خدمت است از این رو درخواست و احساس مشتری(بینندگان) برای هر سازمانی از بالاترین درجه ی اهمیت برخورداراست. تبدیل دوستان و نیروهایی که نقش مهمی در ترسیم خطوط راهبردی یک ورزش و اصلاح برخی جریان ها دارند به دشمن، کار ساده ایست اما نیروسازی و بازسازی و بازپس گیری مخاطب، راه کوتاه و کم هزینه ای نخواهد بود.

در قامت صدا و سیما و در میانه های هجمه ها و شرایط خاص و منحصر به فرد ایران، انتظار و مسئولیت ها، رنگ و بوی دیگری هم به خود می گیرند که می طلبد مسئولین آن، فارغ از جناح بندی های سیاسی، مسئولیتی خطیر و مشفقانه برای خود در نظر بگیرند. این مسئولیت متکی به افرادی صاحب تجربه، قابل ترسیم است.

آینده ی این سازمان و توان آن برای ایفای نقش رسانه ای خود، که در میانه ی قوی ترین و توانگرترین رسانه های دنیا باید عرض اندام کند، با شیوه هایی که برای مخاطب ارزش قائل نباشد، قطعاً ابهام آمیز خواهد بود.