این روحیه ی تقسیم غنائم

روز پنجم شوال سال سوم هجرت، دامنه کوه احد شاهد یکی از سخت ترین غزوات حضرت رسول اکرم(ص) با کفار بود که به واسطه عدم تمکین از فرمان خدا، پیروزی مسلمانان بدل به شکست شد.  دلیل بازر این شکست باور به پیروزی قبل از تحقق آن، تقسیم بی موقع پیروزی و رها نمودن شروط کسب موفقیت بود.

از این منظر چه بسيار جنگ ها که از پس ناديده انگاشتن نقطه قابل اتکاء پيروزي به شکست منتهي شده‌اند و چه بسيار تمدن ها که در پي آزمندي وارثان، به ورطه نابودي کشيده شده اند. در اين زمينه مطالعه تاريخ ايران، از عصر هخامنشي تا دوره معاصر، آکنده از صفحاتي است که مؤيد عدم تشخیص درست گروهي از نياکان ما نسبت به زمان درست بهره برداري از غنائم و ميزان آن است.

صبور بودن و شتاب نداشتن در تقسيم ماحصل کوشش ها و پيروزي ها به مفهوم دوری از  انقطاع ظرفيت هاي کار و کوشش، از شروط و ارکان تداوم موفقيت است. اين اصل، حتي نزد کسبه خرده پا  نيز رعايت مي گردد. از طرفي هر عاقلي مي داند بايد در کارش صبور باشد و نتايج هر اقدام را پايان اقدامات و برنامه‌ها تلقي نکند. از اقتصاد کوچه و بازار تا تطور تاريخ تمدن ها، مصاديق قاعده پرهيز از تقسيم شتاب آلوده و آزمندانه غنائم ديده مي شود.

کسبه کوچه و بازار بر اين باورند که عايدي هر کاري بايد بين عوامل توليد(يا خدمت) اعم از صاحب کسب و وسائل او به نحوي تسهيم گردد تا جريان توليد قطع نگردد. همچنين هر مغازه داري از اينکه بايد کاروکسبش سودآور باشد تا حجره را باز نگاه دارد هم، ترديد نمي‌کند. در این بخش سود ملاکي است بر سلامت کار و امکان تداوم يک پيشه. زن و فرزند تحت عنوان عائله، مازاد بر درآمد يا همان تفاضل بين فروش و هزينه، امکان متوقع بودن ندارند.

از طرفی در بنگاه هاي توليدي و خدماتي، يکي از پرچالش ترين حوزه هاي مديريت منابع انساني، مدیریت پرداختی ها و تخصیص هاست؛ وجوهی که می بایست متناظر با کار و جهت افزایش توان تولید و رشد انجام گردد.  اما عموماً درخواست برخورداري از مزايا و امکانات و تا حدودي انتصابات، به خصوص اگر مناصب متضمن منافع اقتصادي و اجتماعي نيز باشند، پايان ناپذير است؛ ليکن گاه اين رفتار به ناديده انگاشتن حيات و ممات بنگاه مي انجامد. و اين سطور متوجه اين  گزاره است که تلاش براي تصاحب بيشتر امکانات مادي و رفاهي تخصیصی بنگاه، و گسترش بی رویه این درخواست، موجب توسعه سیستم پرداختی ها شده و ضمن آسیب زدن به فرهنگ کار و کوشش بنگاه، بقای آن را تهدید مي نمايد.

در هرمنصب و جايگاه؛ دولتي يا خصوصي( وبا هر موقعيت شغلي) نبايد براي تقسيم سود و یا برخورداری از مزایای شغلی بی تابی نمود؛ که تقسيم سود و دسترنج کار، قواعدي دارد.

الزامی است در هر سازمانی مفاهمه بر سر نحوه تخصیص مزایا و ارتقاء، ایجاد گردد؛ به نحوی که تمام واحدها ایمان داشته باشند روزي آنها در گرو تداوم جريان توليد و فعال بودن کسب و کاري است که در آن کار مي کنند و براي طرح درخواست بايد به جيب نگاه کنند نه به دل!

بايد صبور بود و براي برخوردار بودن تلاش کرد و همپاي توليد و کمتر از دخل خرج کرد تا حرکت رو به آينده هميشه با تغيير مطلوب و شکوفائي همراه باشد.

اين موضوع بعضاً آنچنان مفغول مي افتد که باور پذيري تعلق فرد به سازمان دشوار مي شود .

توسل به سرمايه صداقت از طرف مديران سازمان در انتصاب و پرداخت ها در کنار پرهيز از ريخت و پاش است که می تواند کارکنان را مجاب به قبول سیستم پرداخت ها نماید. البته به موازات اين اقدام سیستم پرداخت را نیز باید متناسب با کارکرد و تلاش تنظیم نمود.

توجه به مقوله سرمایه های اجتماعی و توسعه فرهنگ سازمانی و  فرهنگ شهروند سازمانی و اخلاق حرفه ای از جمله راهکارهای موثر در خصوص رفع و مدیریت موضوع مذکور تلقی می گردد.