مدیر اثر بخش

مدیر اثربخش کتابی است از پیتر دراکر  که در سال 2007 منتشر شد و در ایران توسط نشر فرا با ترجمه ‌ی فضل‌الله امینی به پارسی برگردانده شد.

این کتاب بر دو فرض بناشده است(گزینش از صفحات 249تا 255):

  • کار مدیر این است که اثربخش باشد؛ و
  • اثربخشی آموختنی است

به مدیر بابت اثربخش بودن مزد می‌دهند. او اثربخش بودن را به سازمانی که در آن کار می‌کند مدیون است. پس مدیر باید چه چیزی یاد بگیرد و چه‌کاری را انجام دهد تا شایسته‌ی عنوان مدیر باشد؟ این کتاب در تلاش برای پاسخگوئی به این پرسش، روی‌هم‌رفته هدف را بهبود عملکرد سازمانی و عملکرد مدیر دانسته است.

در بازنگری استدلال‌ها و گردش فصول این کتاب جنبه‌ی دیگری از یافته‌های اثربخشی یافت می‌شود که با یافته‌های دیگر به‌کلی متفاوت است.

اثربخشی در موارد زیر خود را حساس و سرنوشت‌ساز نشان می‌دهد:

  • خودپروری انسان،
  • گسترش سازمان،
  • تحقق جامعه‌ی مدرن و کارایی آن.

نخستین گام در اثربخشی انجام این دستور است: ثبت موارد مصرف زمان. وقت کجا می‌رود؟

در دومین گام از مدیر خواسته می‌شود بر کارش درزمینه ی ایفای سهم و نقش متمرکز شود.

سومین گام شکوفا کردن توانائی‌ها، اساس نگرشی است که خود را در رفتار نشان می‌دهد.

چهارمین گام ؛ دریافتن مجال است.

و واپسین گام تصمیم اثربخش است.

لازمه خودپروری مدیر چیزی بیش از آموزش در اثربخشی است. او باید کسب آگاهی و مهارت کند. باید در جریان کار مقدار زیادی عادت‌های جدیدِ کاری کسب کند و گه گاه پاره‌ای از عادت‌های قدیم را کنار بگذارد. اما آگاهی، مهارت، و عادت، صرف‌نظر از این‌که چه گونه به دست آیند، کمک چندانی، به مدیر نمی‌کنند، مگر آن‌که ابتدا عادت اثربخش را در خود بپرورد.

خودپروری مدیر اثربخش پایه ‌و مایه‌ی پرورش و بالندگی سازمان است.

جامعه‌ی جدید برای کار کردن ، اگرنه برای بقا، به اثربخشی سازمان‌های بزرگ و فراگیر، به عملکرد و نتایج کار آن‌ها، به ارزش‌ها، سنجه‌ها و توقع آن‌ها از خویشتن وابسته است.

اثربخشی مدیر بهترین امید برای شکوفا کردن جامعه جدید، ازنظر اقتصادی، و ماندنی کردن آن ازنظر اجتماعی است.